خبرگزاری حوزه | در تقویم رسمی ایران، ۱۳ آبان تنها یک مناسبت نیست؛ گرهخوردگی سه رخداد در سه سال متفاوت است که هر یک نماینده یک لایه از یک مبارزه پیوسته به شمار میآید: تبعید امام خمینی به ترکیه در ۱۳۴۳، کشتار دانشآموزان معترض در تهران در ۱۳۵۷، و تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳۵۸. همین همنامی، ۱۳ آبان را به «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» و «روز دانشآموز» تبدیل کرده است.
ارزش روششناختی این همنامی در آن است که به ما اجازه میدهد سه دهه متفاوت از تاریخ معاصر را در یک قاب ببینیم: دهه ۱۳۴۰ و رویارویی روحانیت با سلطنت؛ سال ۱۳۵۷ و ورود توده مردم، بهویژه نسل نوجوان، به صحنه انقلاب؛ و سال ۱۳۵۸ و مسئله حاکمیت و استقلال در برابر نظم جهانی. این نوشته میکوشد هر سه لایه را جداگانه و با ارجاع به منابع روایت کند و در پایان، پیوند معنایی میان آنها را نشان دهد.
۱۳ آبان ۱۳۴۳ ؛ تبعید امام به ترکیه
زمینه: لایحه کاپیتولاسیون
کلید فهم تبعید ۱۳ آبان ۱۳۴۳ در رویدادی است که چند روز پیش از آن رخ داد. در پاییز ۱۳۴۳، دولت ایران لایحه مصونیت قضایی مستشاران آمریکایی ، معروف به کاپیتولاسیون ؛ را در دستور کار قرار داد؛ لایحهای که به موجب آن اتباع آمریکایی در ایران از تعقیب در دادگاههای داخلی مصون میماندند. امام خمینی در ۴ آبان ۱۳۴۳ در سخنانی در قم، این لایحه را بهشدت محکوم کرد و عزای عمومی اعلام نمود. متن این سخنرانی در صحیفه امام، جلد ۱، صفحات ۴۱۵ تا ۴۲۴ ثبت شده است.
در همان سخنرانی، امام با لحنی که در آن زمان در فضای رسمی ایران بیسابقه بود، مسئله را از سطح یک اختلاف حقوقی به سطح حیثیت ملی و دینی برد. گزارشهای خبری، مضمون هشدار او را چنین بازتاب دادهاند که بر پایه این لایحه، مستشاران نظامی آمریکا از هر جنایتی در ایران مصون خواهند بود و دادگاههای ایران حق محاکمه آنان را نخواهند داشت.
دستگیری و انتقال
پس از انتشار گسترده اعلامیه و سخنان امام و شکلگیری موج اعتراض، رژیم پهلوی در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ امام خمینی را در قم دستگیر کرد و او را به ترکیه تبعید نمود. روایتهای موجود، جمله نخست امام خطاب به افسر مأمورِ دستگیری، سرهنگ افضلی، را چنین نقل کردهاند: «من برای دفاع از وطنم تبعید شدم.» این جمله، در خوانش تحلیلی، اهمیت زیادی دارد: امام تبعید خود را نه یک مجازات شخصی، بلکه هزینه دفاع از استقلال کشور تعریف میکند و بدینسان مرز میان «مسئله دینی» و «مسئله ملی» را برمیدارد.
پس از ترکیه، مسیر تبعید امام به عراق و سپس فرانسه ادامه یافت و در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، با اوجگیری انقلاب، به ایران بازگشت.
تحلیل: تبعید بهعنوان نقطه عطف
تبعید ۱۳۴۳ را میتوان از سه جهت نقطه عطف دانست. نخست، از جهت نمادین: رژیمی که خود را مدرن و قانونمدار معرفی میکرد، با تبعید یک مرجع دینی، ماهیت اقتدارگرای خود را آشکار کرد. دوم، از جهت سازمانی: دوران تبعید، فرصتی برای بازآرایی شبکه ارتباطی روحانیت و نیروهای مذهبی با رهبری در خارج از کشور فراهم کرد؛ شبکهای که در سالهای بعد ستون فقرات انتقال پیامها و اعلامیهها شد. سوم، از جهت گفتمانی: مفهوم «استقلال» از این پس نه فقط در ادبیات سیاسی، بلکه در ادبیات دینی و فقهی نیز جایگاهی محوری یافت و مبنای مخالفت با نفوذ بیگانه شد.
۱۳ آبان ۱۳۵۷ ؛ روز دانشآموز
زمینه: فراخوان امام و گسترش اعتراض دانشآموزی
در پاییز ۱۳۵۷، جنبش انقلابی از دانشگاهها و حوزهها به دبیرستانها رسیده بود. بر پایه گزارشهای تاریخی، امام خمینی در ۱۶ مهر ۱۳۵۷ در پیامی از دانشآموزان خواست تا در اعتصابات از مردم حمایت کنند و از اعتراض دست برندارند. در پی این فراخوان، در اول آبان ۱۳۵۷ تظاهرات دانشآموزان و دانشجویان در تهران شکل گرفت و بهدنبال آن استادان دانشگاههای تهران نیز اعتصاب کردند.
رویداد ۱۳ آبان
در ۱۳ آبان ۱۳۵۷، دانشآموزان مدارس متوسطه تهران کلاسها را تعطیل کردند و به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا به دانشجویان معترض بپیوندند. در محوطه و پیرامون دانشگاه، نیروهای ارتش و گارد شاهنشاهی به سوی تجمعکنندگان شلیک کردند.
مسئله آمار: یک تعارض مستند
درباره شمار قربانیان، منابع یکدست نیستند و ذکر این ناهمخوانی برای اعتبار پژوهش ضروری است:
- خبرگزاری ایسنا، در گزارشی به تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۳، از کشتهشدن «دهها دانشآموز و تعدادی دانشجو» سخن گفته و رقم دقیقی ارائه نکرده است.
- خبرگزاری میراث آریا در گزارشی به تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۱، شمار کشتهشدگان را ۵۶ نفر و شمار زخمیها را صدها نفر ذکر کرده است.
- در عنوان مصاحبهای از مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، رقم «حدود ۶۵ دانشآموز» آمده است، هرچند متن کامل این صفحه در جریان بررسی قابل بازیابی نبود.
بنابراین در یک نوشته پژوهشی، دقیقترین بیان آن است که بگوییم «دهها دانشآموز و شماری دانشجو کشته شدند» و ارقام ۵۶ و ۶۵ را بهعنوان روایتهای منابع، با ذکر اختلاف، نقل کنیم؛ نه آنکه یکی را بهقطع، «رقم نهایی» بنامیم.
تحلیل: چرا این روز، «روز دانشآموز» شد؟
نامگذاری ۱۳ آبان به روز دانشآموز، تنها یک یادبود تقویمی نیست؛ سه کارکرد دارد. نخست، حافظه نسلی: نوجوانانی که در آن روز در خیابان بودند، در سالهای بعد بدنه اداری، علمی و مدیریتی کشور را ساختند و این روز به ستون حافظه جمعی آن نسل تبدیل شد. دوم، الگوی مشارکت: این واقعه نشان داد که در جنبشهای اجتماعی، گروههای سنیِ بهظاهر کماثر میتوانند نقش پیشبرنده داشته باشند. سوم، آموزش شهروندی: در ادبیات آموزشی، این روز به فرصتی برای گفتوگو درباره مسئولیتپذیری نسل جوان و نسبت آن با سرنوشت جمعی تبدیل شد.
۱۳ آبان ۱۳۵۸ ؛ تسخیر سفارت آمریکا
روایت روز
در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، گروهی از دانشجویان که بعدها خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» نامیدند، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند. بر پایه بازنشر گزارش ستاد خبری روزنامه کیهان، حدود ۴۰۰ دانشجو در حدود ساعت ۱۱ صبح بدون درگیری با نگهبانان وارد ساختمان سفارت شدند، کارکنان حاضر را تسلیم کردند و کمیتههایی برای اسناد، عملیات، خدمات و اطلاعات تشکیل دادند؛ کارمندان ایرانی نیز آزاد شدند.
انگیزهها و زمینهها
گزارشهای تاریخی، مجموعهای از انگیزهها را برای این اقدام برشمردهاند: نگرانی از بازگشت نفوذ آمریکا، اعتراض به سابقه دخالتهای بیستوپنجساله که از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شده بود، اعتراض به حضور شاه مخلوع در آمریکا و مطالبه استرداد او، و نیز نقد عملکرد کند دولت موقت. از منظر سازمانی نیز گفته شده که این حرکت خودجوش و غیردولتی بود و دانشجویان برای نشاندادن استقلال خود از گروههای سیاسی، عنوان «پیرو خط امام» را برگزیدند.
اسناد و پیامدها
در جریان اشغال، کارکنان سفارت کوشیدند مدارک محرمانه را نابود کنند، اما بخشی از اسناد بازیابی شد و بر پایه گزارشهای موجود، حدود ۷۰ سند محرمانه منتشر گردید که بخشی از آنها به فعالیتهای سازمان سیا در ایران مربوط میشد. امام خمینی این رویداد را «انقلاب دوم» و بزرگتر از انقلاب اول خواند؛ متن این پیام در صحیفه امام، جلد ۱۰، صفحات ۴۸۹ تا ۴۹۰ ثبت شده است. مجلس شورای اسلامی نیز ۱۳ آبان را «روز ملی مبارزه با استکبار» نامید.
تحلیل: سه سطح معنایی
این رویداد را میتوان در سه سطح خواند. در سطح حقوقی، پرسش اصلی نسبت میان مصونیت اماکن دیپلماتیک و ادعای دخالت آن اماکن در امور داخلی است؛ پرسشی که در حقوق بینالملل همچنان محل بحث است. در سطح سیاسی، این اقدام را باید در بستر رقابت نیروهای انقلابی و دولت موقت و نیز فشارهای خارجی فهمید. در سطح نمادین، دیوارنگارههای سفارت سابق که در سالهای بعد با هر تنش ایران و آمریکا بهروز میشد، این مکان را به یک «رسانه خیابانی» و آرشیو زنده روایت رسمی از روابط دو کشور تبدیل کرد
پیوند سه رویداد
۱۳ آبان را میتوان بر یک محور واحد نشاند: مسئله استقلال. در ۱۳۴۳، استقلال در قالب دفاع از حیثیت ملی در برابر مصونیت بیگانه مطرح شد و هزینه آن تبعید بود. در ۱۳۵۷، استقلال در قالب اعتراض خیابانی نسل جوان و با هزینه جان دانشآموزان معنا یافت. در ۱۳۵۸، استقلال به مسئله حاکمیت، اسناد و نفوذ سازمانیافته تبدیل شد. به بیان دیگر، سه لایه یک پیوستار: فکر، حرکت، و ساختار.
نکته روششناختی مهم آن است که این سه رویداد را نباید به یک روایت یکدست فروکاست. هر یک زمینه تاریخی، بازیگران و منطق خاص خود را دارد؛ و همانگونه که در بخش دوم دیدیم، حتی آمار قربانیان نیز در منابع یکسان نیست. وفاداری به تاریخ، پیش از هر چیز وفاداری به همین پیچیدگی است.
نتیجه
۱۳ آبان، در تقویم، یک حماسه و یک روزتاریخ سازی است؛ در تاریخ، سه سال و سه تجربه ، تبعید ۱۳۴۳ نشان داد که مخالفت با نفوذ بیگانه در ایران هزینه سنگینی دارد، کشتار ۱۳۵۷ نشان داد که این هزینه را نسل جوان نیز میپردازد، تسخیر ۱۳۵۸ نشان داد که پس از پیروزی، مسئله از اعتراض به استقلال، به مدیریت استقلال تغییر میکند، خوانش دقیق و مستند این سه رویداد، بهجای بزرگنمایی یا کوچکشمردن، میتواند مبنایی برای فهم درست نسبت میان حافظه تاریخی و مسائل امروز باشد؛ درسهای زیادی از این وقایع تاریخ برای مردم بویژه جوانان هست که قدر استقلال را باید دانست و سلطه و خیانات استعمار را شناخت و آنچه پیش رو هست به خوبی شناخت و آینده را براساس این تجارب دید وپیشگیری از دخالت ونفوذ استعمار داشت .
امیر علی حسنلو
۲۳:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۸/۱۵










نظر شما